ديگرش را ميتوان تكملههايي بر آن دانست. كتابالمعارف مربوط است به تاريخ جهان از آغاز خلقت.1 بايد از كتاب الشعر و الشعرا و كتاب ادبالكاتب هم ذكري كنم، كه اين آخري مربوط است به املا، انشا، انتخاب واژهها و غيره. دو رساله هم در علم احكام نجوم نوشت.
ابن عبدالحَكَم
ابوالقاسم عبدالرحمن بن عبداللّه بن عبدالحكم در مصر در يك خانوادهٴ مصري2 زاده شد، در 870 - 871 در فسطاط درگذشت. مورخ مصري. تاريخ او موسوم به فتوح مصر و المغرب، قديمترين گزارش اسلامي راجع به مصر است، كتابي انتقادي كه مبتني بر بهترين روايات است و مورد استفادهٴ فراوان مورخان بعدي قرار گرفته.
راجع به يعقوبي فقرهٴ و را ببينيد.
بَلاذُري
ابوالعباس احمد بن يحيي بن جابر بلاذري3، از نژاد ايراني بود؛ ولي به عربي مينوشت. در دربار متوكل، مستعين و معتز عباسي برآمد، در 892 - 893 درگذشت. مورخ مسلمان، از بزرگترين مورخان عصر خويش. دو اثر بزرگ نوشت (گرچه دومي ناتمام ماند): (1) فتوحالبلدان، تاريخ فتوحات پيامبر [ص] و خلفاي راشدين، براساس رواياتي كه مؤلف از ممالك مختلف گرد آورده بود. اين كتاب براي بررسي تمدن اسلامي بسيار گرانبهاست؛ (2) انسابالاشراف، يعني شناسايي انساب پيامبر [ص] و خويشاوندانش. ترجمهٴ آثاري از فارسي به عربي نيز بدو منسوب است.
تاريخنويسي ژاپني
سه تاريخ اخير از شش تاريخ ملي ژاپن -- سالنامههاي ژاپني براساس سرمشقهاي چيني -- در اثناي اين دوره تدوين شد، بدين شرح:
شوكو - نيهون - كوكي4 مربوط به سالهاي 834 تا 850 ، در بيست مجلد، تحرير فوجيوارا يوشي فوسا5 در 869 .